تبليغاتX
طب سنتی شیراز

 

فهرست کتاب های موجود در کتابخانه سینا

مرکز تحقیقات طب سنتی و تاریخ طب

دانشگاه علوم پزشکی شیراز

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 7:53 توسط مجید نیمروزی |

برگرفته از کتاب مروری بر کلیات طب سنتی ایران تألیف آقای دکتر ناصری

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 8:12 توسط مجید نیمروزی |

مبانی طب سنتی ایران
طبیعیات – ارکان

برگرفته از کتاب پزشکی در فرهنگ و تمدن اسلامی

 

”بجشکی پیشه ای بود که سلامت آدمیان نگاه دارد و چون رفته بود بازآرد،به علم و عمل“

هدایت المتعلمین نوشته ی ربیع بن احمد اخوینی

علم طب به دو دسته تقسیم می شود: طب نظری و طب عملی

·         طب نظری طبی است که چگونگی عملکرد و تغییرات بدن انسان و عوامل مؤثر برآن را که منجر به سلامتی یا بیماری می شوند بررسی و نهایتاً پزشک را به تشخیص راهنمایی می کند.

·         طب عملی شامل روشها یی است که برای حفظ سلامتی (علم حفظ الصحه) یا بازگرداندن سلامتی(علم معالجات) به کار می روند. علم معالجات خود شامل 3 بخش است: یکی تدبیر با غذا(غذادرمانی)، دیگری تدبیر با دارو(دارودرمانی) و آخری اعمال یداوی مانند جراحی، ماساژ، حجامت و فصد.

طب نظری شامل 3 بخش است : امور طبیعیه ، اسباب و علل و دلایل و علایم

·         امور طبیعیه عبارت است از بررسی اموری که هستی ، قوام و حفظ کمالات جسمی و بدن انسان بر آنها مبتنی است(فیزیولوژی).

·         اسباب و علل علت ایجاد تغییرات در بدن انسان، علت بروز بیماری و همچنین چگونگی حفظ سلامتی را بیان می کند(اتیولوژی).

·         دلایل و علایم به بررسی علایم و نشانه های مراجعه کننده می پردازد و پزشک را در مورد سلامت یا بیماری و علت بروز بیماری راهنمایی می کند: مانند  نشانه های مزاجی و غلبه ی اخلاط، نبض شناسی و ادرار شناسی(سمیولوژی)

امور طبیعیه

امور طبیعیه اموری هستند که به وجود آمدن و تعادل انسان به آنها بستگی دارد و شامل هفت جزء است

·         طبیعت عبارت از قوه مدبره بدنیه است بدون شعور(بقرا‍ط)

·         طبیعت عبارت از آن است که تدبیر و تصرف آن در بدن و حفظ بدن ، بواسطه ی کیفیات اربعه و حصول مزاج حاصل از ترکیب عناصر باشد.

·         نفس عبارت از امری است که تدبیر و تصرف آن در بدن بواسطه ی ارواح و جوارح و اعضاء و قوا باشد.

·         عقل عبارت از امری است که تدبیر و تصرف آن در بدن بواسطه ی نفس باشد.

·         عندالموت سوای طبیعت همه از بدن مفارقت می نمایند و بعد از آن طبیعت نیز بتدریج مفارقت می کند.

·         ارکان و ارواح و قوا ماده اند برای ترکیب

مزاج و قوا صورت

·         مزاج صورت اولی

·         قوا صورت ثانوی

افعال غایت و غرض ترکیب آن

هر یک از امور هفت گانه به ترتیب ماده و باعث حصول دیگری اند.

·         ارکان

o        رکن – عنصر – اسطقس – اصل

·         رکن چون اجزای ترکیب اند.

·         عنصر چون ابتدای ترکیب اند.

·         اسطقس چون انتهای تحلیل ابدان آنهاست.

·         بسیط هستند چون آن را اجزای مختلف الصور نباشد، که مرکب از هیولا و صورت است.

ارکان

ارکان اجسامی است که مادت نخستین اندر همه ی کاینات از آن است و هر یک جسمی است یکسان هیچ جزو از هیچ یک بصورت جزوی مخالف جزوی دیگر نیست و از آمیختن آن انواع کاینات گوناگون پدید آید.(الاغراض الطبیه)

در اصطلاح حکما رکن یا عنصر جسمی است که به غیر از خود تجزیه نمی شود و تشکیل دهنده ی اجزای اولیه ی همه ی موجودات اعم از انسان، حیوان، نبات  و جماد است.

این ارکان (عناصر) خاک ، آب ، هوا و آتش هستند که هر یک کیفیتی خاص دارند:

·         خاک عنصری = سرد وخشک

·         آب عنصری=سرد و تر

·         هوای عنصری= گرم وتر

·         آتش عنصری= گرم و خشک

هریک از ارکان اربعه وظایف خاصی بر عهده دارند:

·         خاک عنصری - وظیفه ی پایداری، شکل دهی و حفظ اشکال

·         آب عنصری - وظیفه ی ایجاد توانایی شکل پذیری و قابلیت انعطاف در اجسام

·         هوای عنصری - وظیفه ی ایجاد تخلخل و فاصله ی بین ذرات اجسام

·         آتش عنصری - وظیفه ی تخلخل کامل ، سیالیت ، حرکت زیاد و از هم پاشیدگی

هر یک از کیفیات اربعه به تنهایی نمی توانند متحقق گردند در خارج؛ پس در هر عنصری که حرارت و یبوست است نار نامند و در عنصری که حرارت و رطوبت است هوا نامند و در عنصری که برودت و رطوبت است ماء نامند و در عنصری که برودت و یبوست است ارض نامند و ورای این چهار عنصر دیگر متصور نیست و تحقق ندارد زیرا حرارت با برودت و رطوبت با یبوست جمع نمی گردند به اعتبار ضدیت.

دو کیفیت فاعله حرارت و برودت و دو کیفیت منفعله رطوبت و یبوست

خاک

·         جسمی است ساده و دارای سنگینی مطلق.

·         موضع طبیعی خاک در مرکز سایر عناصر است و به لحاظ سرشت طبیعی خود، در مرکز عناصر ثابت و ساکن است. هر چه از عناصر غیر خاک است بسوی آن حرکت می کند.

·         مزاج خاک سرد و خشک است.

·         وجود خاک(مزاج خاکی) در موجودات جهت پیوستگی و پایداری و نگهداری هیئت ها(اشکال) است.(قانون)

منفعت او اندر کاینات آن است که هر چیزی بدو پایدار گردد و بدان نهاد که بنهند بماند.(الاغراض الطبیه)

آب

·         جسمی است ساده و دارای سنگینی زیاد.

·         جای طبیعی آن موضعی است که خاک را در بر می گیرد(در اطراف خاک است) ولی بوسیله باد در بر گرفته می شود.

·         طبع آب سرد و تر است و خاصیت او آنست که آسان از هم پراکنده شود و آسان به هم باز آید و جمع شود و همه شکل ها زود پذیرد لکن نگاه ندارد .(الاغراض الطبیه)

·         وجود آب در موجودات برای ایجاد نرمی در اشکالی است که به شکل  گیری ، طرح ریزی و راست و هموار شدن نیازمند هستند.

·         خشکی از تری قوام می گیرد و به تری قوام می دهد.

هوا

·         جسمی است ساده و دارای سبکی زیاد.

·         موضع طبیعی آن بالاتر از آب و پایین تر از آتش است.

·         مزاج هوا گرم و تر است.

·         چون از آب لطیف تر است جامه را تر نمی کند .(الاغراض الطبیه)

·         وجود هوا در موجودات برای نفوذ ، نرم کردن ، سبک گردانیدن و سهولت بلند کردن آنها است.

آتش

·         جسمی است ساده و دارای سبکی مطلق.

·         موضع طبیعی آن بالاتر از همه عناصر است.

·         مزاج آتش گرم و خشک است.

·         وجود آتش در موجودات برای پختن و نرم کردن و آمیختن و در خود نفوذ دادن گوهر هوایی است که بتواند سردی دو عنصر سنگین و سرد را بشکند و این در هم شکستن سردی دو عنصر سرد به این منظور است که از حالت عنصری به حالت مزاجی باز آیند.

·         آب و خاک که سنگین ترند ، در پیدایش اندام ها و ثبات آنها مددکارترند.

·         آتش و هوا که دو عنصر سبک ترند، در پیدایش و جنبش روان ها و جنبش اندام ها موثرترند، گرچه جنبنده نخستین بدستور ایزد توانا همانا جان(نفس) آدمی است.

از طبیعیات ،ارکان را شمار

زامتزاجش تن بگردد استوار

راست ارکان را تو از بقراط  دان

باد و خاک و آتش و آبش بخوان

 

+ نوشته شده در سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 8:19 توسط مجید نیمروزی |

 
مبانی طب سنتی ایران
طبیعیات – مزاج ها
 
•برگرفته از کتاب پزشکی در فرهنگ و تمدن اسلامی
مزاج ها (امزجه)
•مزاج در لغت به معنی در هم آمیختن است و در طب سنتی مفهوم کیفیت یکسان و جدیدی است که در نتیجه ی در هم آمیختن ارکان با یکدیکر و فعل و انفعال آنها به وجود می آید
•از دیدگاه طب سنتی هر جسم مرکبی از ترکیب چهار رکن تشکیل شده و آنچه این اجسام را از هم متفاوت می کند اختلاف مقدار این عناصر در آنهاست
•مزاج در کل به 9 مزاج اصلی(ذاتی) تقسیم می شوند که ممکن است بر حسب شرایط محیطی و خاص مثل فصل ، سن ، جنسیت و مکان زندگی تحت تأثیر قرار بگیرند(مزاج اکتسابی)
•اگر بدن انسان از مقادیر متناسب خاک، آب ، هوا و آتش عنصری ترکیب شده باشد مزاج معتدل به وجود می آید و اگر یک  یا دو رکن برتری داشته باشند، مزاج های دیگر به وجود می آید
مزاج یا مفرد است یا مرکب
•منظور از مزاج مفرد این است که تنها یک کیفیت مشترک بین دو رکن غلبه پیدا کرده و در نتیجه نوع مزاج بر اساس خواص آن کیفیت مشخص می شود
مزاج سن
•جنین انسان حرارت و رطوبت غریزی را که مایه حیات هستند حین انعقاد نطفه از پدر و مادر کسب می کند. هر چه میزان این حرارت و رطوبت بیشتر باشد طول عمر آن شخص بیشتر خواهد بود.
دوران حیات بر این اساس به چهار مرحله اصلی تقسیم می شود:
–نخست مرحله رشد که از بدو تولد تا 30 سالگی است. در این مرحله بدن پیوسته در حال رشد است و میزان حرارت و رطوبت آن بالاست.در این مرحله اختلال رشد به علت به هم خوردن تعادل حرارت و رطوبت است.
–بین 30 تا 40 سالگی مرحله ی جوانی است که طی آن رطوبت غریزی به آرامی از دست می رود و مزاج به سمت گرمی و خشکی می رود.. در این مرحله فرد مستعد بی خوابی و اضطراب است.
–مرحله ی میانسالی یعنی از 40 تا 60 سالگی را دوران جاافتادگی می گویند که در آن قوای بدن به تدریج تحلیل می روند. در این دوره حرارت غریزی افت می کند و مزاج به سمت سردی و خشکی می رود. انسان در این دوران مستعد بیماری های سوداوی مانند بواسیر، واریس و افسردگی می شود.
–مرحله ی پیری با ظهور ضعف شدید در قوا همراه است و از 60 سالگی آغاز می شود. مزاج این افراد سرد و تر است.البته بیشتر حکما معتقدند که در سن کهولت مزاج فرد متغیر و تابع شرایط محیط و رژیم غذایی است.
مزاج فصل ها
•فصول مختلف هم روی بدن تأثیر می گذارند و تغییراتی ایجاد می کنند.
–فصل بهار گرم و تر است. در این فصل افرادی که مزاج گرم و تر دارند(دموی) خصوصاً اگر در سن رشد هم باشند ، مشکلات بیشتری خواهند داشت.
–فصل تابستان گرم و خشک است؛ بنابراین علایم گرمی و خشکی (صفراوی) که در سن جوانی هم هستند تشدید می شود.
–فصل پاییز سرد و خشک است. این فصل اوج بروز بیماری های پوستی مانند اگزما و ترک لبهاست و بیماری های فکری شیوع بیشتری پیدا می کند.
–فصل  زمستان سرد و تر و زمینه ساز تشدید یا بروز بیماری های بلغمی است.

مزاج جنس

•مزاج مردان نسبت به زنان گرم تر و خشک تر است. خانم ها بیشتر از آقایان دچار بیماری های بلغمی مانند ورم و درد مفاصل می شوند.

طبع خشک و گرم باشد در ذکور                   در مؤنث سرد و تر یابد ظهور

مزاج مکان ها
•مکان های مختلف تأثیرات متفاوتی در مزاج افراد دارد و مزاج افراد هر منطقه نیز به جغرافیای آنجا وابسته است.
–مزاج مناطق کوهستانی سرد و خشک است و جوانان بامزاج گرم در فصل تابستان بهتر است به ییلاق بروند.
–مزاج مناطق بیابانی گرم و خشک است.
–مزاج مناطق کنار دریا سرد و تر است.

مزاج اعضا
•اعضای مختلف بدن انسان از نظر ترکیب نسبی ارکان با هم متفاوتند.علت این تفاوت در وظیفه و عملکردی است که بر عهده ی آنهاست.
–قلب گرم ترین و خشک ترین عضو است زیرا قلب تنها عضو همواره در حال حرکت ولازمه ی حرکت زیاد حرارت و خشکی زیاد است.
–کبد گرم ترین و ترترین عضو است زیرا مهم ترین عامل رشد و تغذیه ی بدن است.
–استخوان سردترین عضو است و غلبه ی خاک عنصری باعث سخت بودن و ثبات می شود.
–چربی سرد و تر است و افرادی که کم فعالیت می کنند دچار تجمع چربی و پدیده ی چاقی می شوند.
–مغز هم سرد و تر آفریده شده است تا به علت ورود اطلاعات فراوان دچار غلبه ی خشکی و گرمی نشود.
–پوست به ویژه پوست دست و انگشتان معتدل ترین عضو است.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 8:11 توسط مجید نیمروزی |

 

مرکز تحقیقات و مطالعات طب سنتی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 13:44 توسط مجید نیمروزی |